تبليغاتX
گذشت زمان من را هم خاطره کرد

گذشت زمان من را هم خاطره کرد

چو به دوست می سپردم به خود این گمان نبردم که نه بخت وصل دارم نه تحمل جدایی

 

ناگهان دیدم که دورافتاده ام از همرهانم


مانده با چشمان من دودی بجای دودمانم


 ناگهان آشفت کابوسی مرا از خواب کهفی


دیدم آوخ قرن ها راه است از من تا زمانم


ناشناسی در عبور از سرزمین بی نشانی


 گرچه ویران خاکش اما آشنا با خشت جانم


ها ... شناسم این همان شهر است شهر کودکی ها


خود شکستم تک چراغ روشنش را با کمانم


می شناسم این خیابان ها و این پس کوچه ها را


 بارها این دوستان بستند ره بر دشمنانم


آن بهاری باغ ها و این زمستانی بیابان


 ز آسمان می پرسم آخر من کجای این جهانم ؟


سوز سردی می کشد شلاق و می چرخاند و من


 درد را حس می کنم در بند بند استخوانم


 می نشینم از زمین سرزمین بی گناهم


مشت خاکی روی زخم خونفشانم می فشانم


 خیره بر خاکم که می بینم زکرت زخم هایم


می شکوفد سرخ گل هایی شبیه دوستانم


می زنم لبخند و بر می خیزم از خاک و بدینسان


 می شود آغاز فصل دیگری از داستانم

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت توسط سارا |


 

ازش پرسیدم : دوستی برای تو چه مفهومی داره ؟

 

گفت : دوستی خیلی ارزشمنده و هیچ وقت از بین نمیره،

 

 حتی اگه تو ازدواج کنی یا حتی اگه من ازدواج کنم !

 

...

 تا اینکه یه روز با یکی آشنا شد و این دوستی ارزشمند، کم رنگ و کم رنگ تر شد

 

دیگه نه سلامی کرد نه سراغی گرفت.

 

به تازگی  ازدواج کرد و رفت ...

 

الان از اون دوستی فقط یه دنیا حرف و یه عالمه خاطره باقی مونده،

 

 اونم فقط برای من !

 

نوشته شده توسط خودم

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت توسط سارا |


 

خواهم آنگونه بپیچد به  بر و دوش تو دستم

 

که تو پندار کنی شاخه نیلوفر مستم

 

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت توسط سارا |


گوش کن از من و

بر همچو منی گوش مکن

تا که ناخواسته، مشتاق عذابت نکنم

گاه باران همه دغدغه اش باغچه نیست

سیل بی گاهم و ناگاه خرابت نکنم

فصل ها سینه سوزند بپرهیز

که تا فصل پر گریه این بسته کتابت نکنم

هر کسی خاطره ای داشت

گرفت از من و رفت

تو بیاندیش

که تا بیهوده قابت نکنم


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

آذر 1388

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


Categories

شعر
حرفهای سکوت
بخوان و تفکر کن
ولنتاین
نوشته های سارا


Links

سلام ! آمدم که با تو سخن گویم
حسرت اشک
شعرهای خاک خورده من
باز هم کتاب تنهایی من ورق خورد
انار زرد
انار صورتی
بابی جنی
کلاغ راست مغز
گیلاس آبی
ساغر تمنا
نقش خیال
دست خیال
درد واره ها
کولی وش
دیوونه بارون
لبخند خاموش
خاتون
طارق یعنی یا علی مدد
لبخند ،نيشخند ،زهر خند ،...؟؟؟
نگاه خوش
برای حرف تازه
یک گاو روایت می کند
خیانت
گوربان
آوای آزاد
خاطره مرده
همســــــــــــــفر غــــم
ســـــــــــاحل دل
سفر به ماوراء
شب سرد
شبگرد
گاه نوشته های روزبه
آهسته
تنهایی و عشق و خدا
قاصدک ایرونی
الف رها
سپيده دم رويش
همکاران سبز
فقط خودم فقط خودت
تنها (( به او بگویید دوستش دارم ))
ویولونیست دیوانه
آیدا جون
داستان مدرسه
مانا
صد در صد دیوونه
زلال
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :