تبليغاتX
گذشت زمان من را هم خاطره کرد - پرستار

گذشت زمان من را هم خاطره کرد

من متولد پاییزم ، فصل افتادن برگ ، فصل تولد رنگ ...

 

شب از شب های پاییزی ست

از آن همدرد و با من مهربان شب های اشک آور

ملول و سخته دل گریان و طولانی

شبی که در گمانم من که آیا بر شبم گرید ، چنین همدرد

و یا بر بامدادم گرید ، از من نیز پنهانی

من این می گویم و دنباله دارد شب

خموش و مهربان با من

به کردار پرستاری سیه پوش پیشاپیش ،‌ دل برکنده از بیمار

نشسته در کنارم ، اشک بارد شب

من این ها گویم و دنباله دارد شب

نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت توسط سارا| |

Design By : Night Melody